|
|
ــ برگرد ببینمت ٬ دماغت چرا ورم کرده ؟
ــ چیزی نیست
جای خاک مهر رو از رو پیشونیش پاک کرد . انگشتش رو آروم آورد تا رو بینیش . تند دستش رو عقب کشید
ــ شکسته انگار ...
جانمازش رو هول هولکی جمع کرد گذاشت گوشه پشتی . نیم خیز شده بودم روبروش که هی " روبرو " نمی شد
ــ بی خیال شو رضا ! گفتم که چیزی نیست
دستمو گذاشتم رو دست راستش که هنوز تو حالت " سلام " رو زانوش بود
ــ دعوا کردی ؟
ــ کی ؟ من ؟!
ــ پس کتک خوردی ؟!
ــ عجب آدمی هستی ها !
چشمم چرخید رو جوراب سفیدی که بی هوا پاگذاشت رو دوتا مهر جلوم و زیریه رو خورد کرد
ــ به آخوندا فحش داد ؟ صد دفه گفتم توجه نکن . عوام ان دیگه ... به قول صادق ٬ خیابونا شده استادیوم آزادی ٬ مام علی دائی !!
با دندون پوست مرده کنار ناخنم رو کندم
ــ سی ساله انقلاب کردیم ٬ راست سیصد سال فحش خوردیم
دست بردم پوست مرده رو از نوک زبونم بگیرم ... نبود
ــ دکتر نشون دادی ؟
تو چاه چشمام انگار زل زده بود به اون سطلی که ته چاه افتاده بود
...
ــ اومدم از جوب بپرم ٬ اندازه اش دستم نبود . عبام گیر کرد پشت پام . دماغم خورد سینه جدول
از روی سطل بالا و بالا اومد تا رسید کنار چرخ چاه
ــ همین ... خیالت راحت شد ؟
خم شد و خورده مهرم رو از لای پرزای فرش جمع کرد
ــ صد دفه گفتم جانماز بردار